قصه های من و دوستان
سلام ممدو...
از وقتی گفتی دیگه به خدماتم نیازی نداری رفتم!!!
اصن فدا سرم که نیاز نداری...
تازه یادم اومد که گفتی بودی
نیروی جایگزین میخوای!!!
من برعکس تو کلی دوست در انواع مختلف و در سایزهای متفاوت دارم..
که هیچکدومشون حاضر نیستن جایگزین من بشن...
فقط چندتا نیروی داوطلب داریم...
که به شرح ذیل می باشند...
1. پسر همسایه که میخواد حالتو بگیره

2. یک کارگر مبارز که ازت بدش میاد
3. دوستای خودت


4. نیروی داوطلب

5. اسمشو نمیگه ولی نصف صورتش مال خودشه نصفش مال یکی دیگه
بی ادبم هست

6. اهل شماله نهارشو بدی شاید بهت سربزنه

در ضمن یادت نره
امشب جلسه ست
بقیه نیان
نیروی داوطلب میاد
به صرف کباب
داداش عکستو بذار تا بچه ها ببیننت...
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:4 توسط خلیلی
|